غبطه

 

 

امروز غبطه خوردم به جانماز و سجاده ام

که بعد پنج شش سال همراهی با من

که فقر و نداری از سر و روم می باره

فخر می فروشه به همسایه ها و دوستانش که

ببینید ! جای پای یه نمازگزار رو تو دلم جا دادم

اما من بعد از گذشت این همه سال

هنوز جای پای خدا رو تو دلم کم دارم

...

 

 

 

 

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
مرضیه

سلام به نظر من وقتی که این جانماز همراهتونه و به قول خودتون جای پای یه نمازگزار رو تو دلش جا داده .. بقیه اش رو باید به خود خدا سپرد... "توکل بر آن خدای مقتدر و مهربان کن،آن خدایی که چون از شوقش به نماز برخیزی تو را می نگرد .." سوره شعراء

روی رد رویاها ...

به احترام فصل رویاهام : پائیز ... عاقل تر از پائیز فصلی نیست نه ادعای گلی نه چیدن نسیم و مثل مردی مست در کوچه می خندد (( لعنت به هر چه نیست مرگ بر هر چه هست ...!))

غیر منتظره

خیلی قشنگ بود ... منم جای خالیش رو احساس می کنم