التماس

 

 

اللهم إنی أسئلک یا مَن «یَعلمُ خائنةَ الأعیُن و مَا تُخفِی الصُدور» (1)

«أن تُسامحنی و تَرحمنی» (2)

 

 

::

1-  سوره‌ی مبارکه غافر، آیه‌ی 19

2-  دعای شریف کمیل

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
راه شیعه

چون ز پشت ذوالجناح آمد فرود در سجود افتاد و رخ بر خاک سود در دل گودال کردی بس سجود شد ز فرط سجده رخسارش کبود گفت ای فرمانده ی امر قضا اين سر تسليم و اين کوی رضا با تو آن عهدی که بستم روز ذر تا دهم در راه ناموسِ تو سر شکر کآمد بر سر آن عهدِ بلا اين حسين و این زمين کربلا چشمِ دل بر راه، يک پروانه ام تا دهی ره، بر درون خانه ام کاش صد جانِ دگر بودم به تن تا به راهت دادمی ای ذوالمنن جبریيل آمد شتابان بر زمين از فراز عرش رب العالمین ديد صحرايی سراسر لاله زار ارغوان در پی، قطار اندر قطار گفت ای فرمانده ی ملک وجود پيشت آوردستم از يزدان درود گفت بر گو ای بريدِ کوی يار تا به پيغامش کنم صد جان نثار این شعر مال نیر تبریزی هست. یه جایی دیدم سوال کرده بودید خواستم اطلاع بدم هر چند یه سال قبل سوال کرده بودید.